جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
543
تحفة الملوك ( فارسى )
اخبار فرموده است كه الشَّيْطانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَ يَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشاءِ « 1 » گوش ندهد ، و او را نصيح و خيرخواه خود نداند بلكه به فرمودهء خداوند كه إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا إِنَّما يَدْعُوا حِزْبَهُ لِيَكُونُوا مِنْ أَصْحابِ السَّعِيرِ « 2 » او را عدو و غشدار داند و با او عداوت و محاربه بنمايد و اگر راهى و طريقهاى كه از آن ممر معاش او بوده است اتفاقا مسدود شود ، اضطراب ننمايد و بداند كه اين يك سببى بوده است از جانب خداوند و خداوند را هزار هزار اسباب است و موجد و مسبب الاسباب است و سبب ديگر را ايجاد خواهد فرمود بلكه اولا سبب ديگر را ايجاد فرموده است كه هنوز به ظهور نرسيده است و بر اين كس مخفى است و بعد از آن ، قطع آن سبب اول را نموده است ، و خداوند قرار داده كه رزق و معيشت بنده مؤمن من حيث لا يعلم و لا يحتسب باشد . و علاوه بر آنها تأمل نمايد در عزّ قناعت و ذلّ طمع و حرص ، با آن كه در قناعت غير از يك ألم نفسانى ، كه آن هم مخفى است و احدى بر آن مطّلع نمىباشد ، ديگر ألمى نيست ، و در حرص و طمع هر لحظه به لحظه ، آلام و مصايب و ذلّها و محنتها بر آن رخ مىدهد . و جناب امير المؤمنين عليه السّلام فرموده است كه « استغن عمّن شئت تكن نظيره و احتج الى من شئت تكن اسيره و امنن على من شئت تكن أميره » « 3 » يعنى مستغنى باش از هركس كه مىخواهى ، پس تو نظير او مىشوى ، و محتاج بساز خود را به سوى هركس كه مىخواهى ، پس تو اسير آن مىشوى ، و احسان بنما به هركس كه مىخواهى ، پس تو امير آن مىشوى . و تأمل نمايد ايضا در نعمت و كثرت اسباب طايفهء يهود و نصارا و اراذل و احمقها و كردها و لرها و صحرانشينها و اشخاصى كه نه دين و نه عقل دارند ، و در فقر و قناعت و زهد و اعراض انبيا و اوليا ، از آدم تا خاتم . بعد از آن ، ملاحظه نمايد كه آيا اين سلوك از جانب خداوند با انبيا و اوليا و آن سلوك با يهود و
--> ( 1 ) . بقره : 268 . ( 2 ) . فاطر : 6 . ( 3 ) . اين جملات با ترتيب ديگر و كمى اختلاف در غرر الحكم ، ج 2 ، ص 184 ، رقم 2311 ، 2312 و 2313 چنين آمده : « أحسن الى من شئت و كن اميره ، استغن ممّن شئت و كن نظيره ، احتج إلى من شئت و كن أسيره » .